30 سپتامبر 2025- یک تحلیل گسترده‌ در سطح ژنوم نشان داده است که صفات رایج مرتبط با چاقی نه‌ تنها با خطر بروز آسیب‌ های میکروواسکولار در دیابت (شامل بیماری کلیوی دیابتی، رتینوپاتی دیابتی و نوروپاتی دیابتی) هم‌ پوشانی ژنتیکی دارند، بلکه در برخی موارد نقش علّی ایفا می‌ کنند. این مطالعه که در نشریه Biomolecules and Biomedicine منتشر شده است، سیگنال ‌های مشترک DNA را ترسیم کرده و با بررسی روابط علّی، مسیرهایی را شناسایی کرده است که می‌ توانند غربالگری و درمان زودهنگام را در اندام‌ های مختلف تسهیل کنند.

دیابت، یک بیماری شایع و مزمن است که در اثر افزایش طولانی‌ مدت قند خون، موجب آسیب به عروق خونی کوچک می ‌شود. آسیب کلیوی می ‌تواند به نارسایی کلیه منجر شود، آسیب شبکیه موجب کاهش بینایی، و آسیب اعصاب محیطی باعث درد، بی ‌حسی و اختلالات اتونوم می ‌شود. این عوارض اغلب به‌ صورت هم‌ زمان رخ داده و خطر مرگ را افزایش می ‌دهند. مراقبت ‌های فعلی تا حدی از پیشرفت بیماری جلوگیری می ‌کنند، اما بسیاری از بیماران همچنان با سیر پیشرونده بیماری مواجه هستند.

تیم پژوهشی هفت ویژگی مرتبط با چاقی و سه عارضه میکروواسکولار دیابتی را با استفاده از داده‌ های گسترده مطالعات همبستگی ژنومی بررسی کرد. ویژگی ‌های چاقی شامل شاخص توده بدنی (BMI)، نسبت دور کمر به دور باسن، نسبت دور کمر به باسن تعدیل ‌شده بر اساس BMI، کلسترول LDL، کلسترول HDL، کلسترول تام و تری ‌گلیسرید بودند. عوارض دیابتی شامل بیماری کلیوی، رتینوپاتی و نوروپاتی بودند.

تحلیل‌ ها شامل بررسی همبستگی‌ های ژنتیکی جهانی و موضعی، شناسایی واریانت‌ های پلی‌اتروپیک (دارای اثر بر چند ویژگی)، و ارزیابی جهت ‌های علّی با استفاده از روش تصادفی‌ سازی مندلی و مدل علّی نهفته، بود.

از میان ۲۱زوج ویژگی-عارضه، ۱۵مورد هم‌ پوشانی ژنتیکی جهانی معنادار داشتند. هم‌ پوشانی موضعی در ۹۷ ناحیه ژنومی متمرکز بود. از میان بیش از ۳۷هزار واریانت پلی ‌اتروپیک اولیه، ۸۲۸ سیگنال اصلی استخراج شد. در ۵۲ناحیه ژنی هم‌ مکانی با اطمینان بالا مشاهده شد که نشان‌ دهنده مکانیسم‌ های مشترک است، نه صرفاً نزدیکی تصادفی.

سیگنال ‌های علّی از BMI به بیماری کلیوی دیابتی شناسایی شدند. نسبت دور کمر به باسن با رتینوپاتی و نوروپاتی مرتبط بود. کلسترول HDL نیز در مدل علّی نهفته با نوروپاتی ارتباط داشت. ژن RPS26 به‌ طور مکرر در بافت ‌های مختلف ظاهر شد. مطالعات پیشین این ژن را به مسیر سیگنال‌ دهی p53 مرتبط می ‌دانند؛ مسیری که پاسخ‌ های سلولی به استرس و بقای سلول را تنظیم می ‌کند.

نویسنده ی اصلی این مطالعه، دکتر وی ژانگ، اظهار داشت: «این سیگنال ‌های ژنتیکی مشترک نقشه ‌ای کاربردی در اختیار ما قرار می ‌دهند. بر این اساس ما می ‌توانیم بهتر تشخیص دهیم کدامیک از بیماران چاق در معرض خطر بالای آسیب ‌های میکروواسکولار هستند و کدام مسیرها ممکن است محافظت چنداندامی ایجاد کنند».

این یافته‌ ها مکانیسم‌ هایی را در ترشح انسولین، متابولیسم چربی، فعالیت کیناز MAP و انتقال کلسیم برجسته می‌ کنند. این فرآیندها تعادل انرژی، التهاب و تون عروقی را تنظیم می ‌کنند و اهداف بالقوه‌ ای برای داروهایی هستند که بتوانند همزمان بر کلیه، شبکیه و اعصاب اثر بگذارند.

این پژوهش همچنین از ابزارهای بالینی ترکیبی حمایت می ‌کند که عوامل خطر استاندارد را با داده‌ های ژنتیکی تلفیق می ‌کنند. برای مثال، افراد با BMI بالا و استعداد ژنتیکی زیاد می‌ توانند در اولویت کاهش وزن، کنترل چربی خون و پایش دقیق عملکرد کلیه و سلامت شبکیه قرار گیرند.

این مطالعه سه خلأ علمی را پوشش داد: نخست، فراتر رفتن از ارتباطات مشاهده ‌ای و بررسی علل ژنتیکی مشترک؛ دوم، محدود کردن هزاران سیگنال به مجموعه ‌ای از نواحی با اطمینان بالا؛ و سوم، شناسایی ژن تکرار شونده RPS26 که ممکن است از طریق تنظیم p53 در سلول ‌های بتا، کلیوی و شبکیه ‌ای، زیست ‌شناسی چاقی را به آسیب میکروواسکولار پیوند دهد.

با این حال، محدودیت ‌هایی باقی‌ مانده است. بیشتر داده‌ ها از افراد با تبار اروپایی استخراج شده‌ اند و قابلیت تعمیم به سایر گروه‌ ها نیازمند بررسی است. برآوردهای علّی به ابزارهای معتبر و نبود پلی ‌اتروپی اندازه‌ گیری‌ نشده وابسته ‌اند که اثبات آن دشوار است. هم ‌مکانی ژنی نیز لزوماً واریانت یا ژن علّی دقیق را تأیید نمی ‌کند. مطالعات عملکردی برای تعیین اهداف دارویی ایمن و مؤثر ضروری‌ هستند. ارزش بالینی این یافته‌ ها به اعتبارسنجی آینده و اجرای واقعی در محیط‌ های درمانی بستگی دارد.

نویسندگان سه گام بعدی را پیشنهاد کردند: نخست، گسترش مطالعات به جمعیت ‌های چند تباری برای بهبود قابلیت تعمیم و نقشه‌ برداری دقیق ‌تر واریانت ‌های علّی؛ دوم، تلفیق داده‌ های ترانسکریپتومیک و پروتئومیک از کلیه، شبکیه و اعصاب برای اتصال واریانت‌ ها به مسیرها و انواع سلولی؛ و سوم، بررسی مسیرRPS26–p53  و گره ‌های مرتبط در مدل ‌های سلولی و حیوانی برای ارزیابی اثر محافظتی بر میکروواسکولار بدون عوارض جانبی.

اگر این نتایج در مطالعات آینده تکرار شوند، می ‌توانند از رویکردی هماهنگ در پیشگیری حمایت کنند: درمان زودهنگام و هدفمند چاقی، پایش کلیه ‌ها، چشم‌ ها و اعصاب با در نظر گرفتن خطر ژنتیکی، و هدف ‌گیری مسیرهای مشترک به ‌جای اندام‌ های جداگانه. چنین راهبردی می ‌تواند بار نارسایی کلیه، کاهش بینایی و نوروپاتی را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهد یا به تأخیر اندازد.

منبع:

https://medicalxpress.com/news/2025-09-obesity-genes-kidney-eye-nerve.html#google_vignette